دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  بهاره خلیقی ، نقاش ، داستان نویس ، پاییز 1385

 ایمیل

 گاه نوشت های بهاره خلیقی


نگاهی به کتاب دوبلینی ها و ترجمه ی آن 

وقتی در بازار کتاب چشم ات به کتابی نوشته ی  جیمز جویس
 می افتد بی درنگ راغب به خریدش می شوی و به محض
این که به خانه ات رسیدی وقت مناسبی را به خواندن اش
.اختصاص می دهی
اما گاهی از وقتی که به پایش تلف کرده ای سخت پشیمان می
شوی وقتی می بینی چیزی نزدیک به یک تراژدی غمناک
ادبی را به زور هر جان کندنی هست می خوانی تا فقط یک
.کتاب که بنام جویس مزین شده است را خوانده باشی
بیش تر از این که برای وقت تلف شده ات دل بسوزانی متاسف
.بی توجهی مترجم این کتاب می شوی
جویس نویسنده ی صاحب نام و بزرگی است که آثارش سخت
 ترجمه و برگردان حداقل به فارسی شده است ..حالا این کم کاری
 و سهل انگاری  مترجمان ماست یا کم ظرفیتی  جامعه ی داستان
خوان ؟ ادامه

 پیوند های بهاره خلیقی
شهرام بشرا
گام معلق
سخن
خشت زن
هنر - نکته ها
 نقاشی های بهاره خلیقی
گالری 1
 نقد های بهاره خلیقی
رمان شب هول
ترجمه ی دوبلینی ها
 شعر های بهاره خلیقی
امروز
عشق بازی
دریچه ی تاریک
به مناسبت زن
برجک
جنین
پازل
حقیقت
کتیبه
آغاز
فال
خودکشی
آه
دوستت دارم ها
هیس
ملودی گمشده
یک / دو / سه
تو
چهار راه
شب
کودکی
گوشه ی دنج
بداهه
بیهوده
عشق
 داستان های بهاره خلیقی
خواب
نامه
داستانی بی نام
نشانی
پرده ی آخر
منطقه ی صفر
...فرهنگنامه ی
آخرین لحظه
نوای فادو
بعد از خاکستر
اصل موضوع
...نوشته ای
...چیزی به
سکوت
پلیور خاکستری
با باد می رقصید
کلاغ پر
گودال منتظر
ناگهان چه قدر