دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

بهاره خلیقی

بهاره خلیقی   
    
   
نگاهی به کتاب دوبلینی ها و ترجمه ی آن  
                        			
وقتی در بازار کتاب چشم ات به کتابی نوشته ی  جیمز جویس می افتد بی درنگ راغب به 
خریدش می شوی و به محض این که به خانه ات رسیدی وقت مناسبی را به خواندن اش 
.اختصاص می دهی 
اما گاهی از وقتی که به پایش تلف کرده ای سخت پشیمان می شوی وقتی می بینی چیزی نزدیک 
به یک تراژدی غمناک ادبی را به زور هر جان کندنی هست می خوانی تا فقط یک کتاب که بنام 
جویس مزین شده است را خوانده باشی.بیش تر از این که برای وقت تلف شده ات دل بسوزانی 
.متاسف بی توجهی مترجم این کتاب می شوی 
جویس نویسنده ی صاحب نام و بزرگی است که آثارش سخت ترجمه و برگردان حداقل به فارسی 
شده است .حالا این کم کاری و سهل انگاری  مترجمان ماست یا کم ظرفیتی  جامعه ی داستان خوان ؟ 
در این چند ساله که وارد محیط حرفه ای داستان نویسی و داستان خوانی شده ام به اجبار یا اتفاق 
با مترجمان زیادی برخورد داشته ام یا آشنا شده ام . به شیوه ی نگاه انتخاب آن ها برای ترجمه ی 
آثار  خارجی آگاه شدم . متاسفانه ظاهرن این قشر ادبی نیز به نوعی به ساده بودن جمله ها کار 
برای ترجمه بیش تر توجه دارند تا نفس کتاب های ادبی به روز جهان.یعنی ترجیح می دهند کاری 
را ترجمه کنند که در ابتدای کار پیشنهاد یا سفارش ناشر باشد تا در چاپ و موارد مالی دچار 
گرفتاری نشوند . دوم این که کار هر چه از پیچیدگی های زبانی و ادبی به دور باشد بهتر است و 
سوم این که بنا به دانش متفاوت مترجمین از امر ترجمه، یک کتاب می تواند به تعداد مترجمین 
ترجمه شود و موضوع همان یک کتاب به تعداد همان مترجمین تغییر کند.یعنی این بار هم  دست 
به نو آوری می زنند و گاهی از سر اجبار یا سلیقه متن  اصلی را تغییر می دهند . چهارم این که 
طبق روال تب ادبی و شهرت طلبی طبیعی که در ذات اکثر آدم ها هست برای رسیدن به نقطه ی 
انتشار و فروش کتاب و عاقبت پیشخوان مغازه داران ادبی که بر حسب تصادف روزگار کتاب می 
فروشند و روانه شدن به دست خوانندگان ریز و درشت و جلسه های نقد و بررسی کتاب ، چنان 
سرعتی به ترجمه کردن خود می دهند که نتیجه ای جز سهل انگاری و فاصله گرفتن از فضای 
.اصلی کار نخواهد داشت 
.الغرض ، کتاب دوبلینی ها را که نخستین اثر داستانی جیمز جویس است خریدم و مطالعه کردم 
کتاب که در سال 1904 نوشته شده بود و بعد از بی اقبالی زیاد بالاخره در سال 1916 کاشف به 
عمل آمد که کاری است درخور چاپ و عرضه ، حاوی ده داستان کوتاه است . این کتاب اولین 
.کتاب جویس است و او هنوز به اوج قدرت و غول آسایی زبانی  نرسیده بود 
کتاب توسط انتشارات اساطیر به چاپ رسیده است و با مقدمه ای از جویس  در ابتدای کتاب و 
فهرست چاپی انتشارات  در انتهای آن دویست و چهارده صفحه است . . طرح جلد گرافیک ساده و 
خوبی دارد  اما فونتی که برای چاپ از آن استفاده شده است فونت یاقوت است و خواندن را بسیار 
.مشکل کرده است . ویرایش کتاب بسیار ضعیف است و غلط های املایی و تایپی زیادی دارد 
موضوع اصلی که باعث شد تصمیم به نوشتن این مطالب بگیرم . ترجمه ی کتاب توسط مترجم 
.خوب و قدرتمندی به نام پرویز داریوش است 
ایشان ترجمه های قوی و بسیار دقیقی  به بازار داده اند  اما بر 
عکس انتظار هر خواننده ای برای ترجمه ی این کتاب کمترین دقت راهم انجام نداده اند نه تنها 
برای چیدمان لغات بلکه شیوه ی انتخاب کلمات ثقیل در میان کلمات گاه محاوره ای و گاه داستانی 
.و عادی .. به طوری که تعجب و گلایه ی هر اهل کتابی را بر خواهد خواست 
به طور مثال فقط در یک داستان کوتاه به نام (روز یادبود در اتاق کمسیون ) از مجموعه ی 
.دوبلینی ها  یازده کلمه ی ثقیل وجود دارد 
:برای اینکه به عمق مطلب واقف شوید عین کلمات را می آورم 
صفحه ی 144=اردوی خصم    صفحه ی 145= عیان کند         صفحه ی 146= سر کبیر 
صفحه ی 151= کوفتن لبانش      صفحه ی 152= از راه محاجه 
صفحه ی 153= او منفک نشد   صفحه ی 154= اندکی دیگر تامل کرد / درنگ بالنسبه ممتدی 
صفحه 156= فارغ شدند / سکوتی دست داد 
تمام این کلمه ها در میان جملات بسیار عادی آورده شده است و جدای از این ترجمه بسیار درهم 
ریخته و ناموزون است به طوری که یک صفحه را چند بار با دقت می خوانی تا به عمق مطلب 
.آن پی ببری 
از جویس این پریشان گویی زبانی بعید است .و نمی توان نارسایی جملات را به گردن مولف 
انداخت . چون این کتاب روایت ساده ای است از زندگانی مردم عادی . او افراد عادی را با 
احساسات و تصورات و امید ها و نومیدیها و هراس ها و دلهره ها و شکست ها وپیروزی ها یشان 
.به بهترین وجهی تصویر کرده است 
 
و اگر براستی این ترجمه کاری از پرویز داریوش باشد نباید جوابی برای خوانندگان داشته باشد ؟ 

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی