دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

بهاره خلیقی

بهاره خلیقی   
    
   
 عشق بازی    
                        
آن جا      
با پاهای زق زق      
و تنی تب دار      
روی بالش      
روبالشی چرک ُمرد      
و بوی هزار و یک      
و تک سرفه های خواب رفته      
با بطری آب معدنی      
کنار پایه های سرد      
و زنگ ساعت قرص بعدی      
خواب رفته ای      
این جا      
کلافه خیره ی مونیتور و      
دل دل دلتنگ ساعت      
چای دم کرده ی بی موقع      
و رفت و روب تن خسته ی نا وقت      
تب می کند      
خیال ات این جا میان پیشانی ام      

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی