فال
چه سوال ها که نمی پرسیدی
آیا تو فرشته ی منی ؟
آن کفش قرمز را دوست داری؟
راستی اسم ات چه بود در کودکی ؟
دیدم ات ، سکوت کرده بودی
با استعاره هایی رنگ پریده
و شیشه هایی که بر چشم گذاشته بودی
و نپرسیدی : آن موزه ها چه نمایش گذاشته اند ؟
و نگفتی : هنوز هم می توان خندید . دروغ گفت
نسکافه ات رابخور
دیگر ته فنجان قهوه ها فال نمی بندد
|