دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

بهاره خلیقی

بهاره خلیقی   
    
   
جنین    
                        
یک تکه پارچه برای بستن موها     
یک لبخند برای بوسیدن     
یک اشک برای نوشیدن     
یک چشم برای شنا     
یک پای پرواز کافی ست     
دستان بی انگشت ات را می بوسم     
عفونت زخم هایت را می لیسم     
و با تن پر از تاول ات می خوابم     
جنینی که افتاد فریاد می کشید     

۱۳۸۴/۲/۲۶ تهران     

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی