|
بهاره خلیقی
|
کودکیبه افکار کودکی باز می گردم زمزمه می کنم کیف سبز رنگ سگک دار مشق های بی انتها دوهای گستاخانه ی میان راه ،کلمات گنگ اند ،تصاویر مبهم ،اینان از آن من بودند اولین سال های زندگی پیچیدند ، گم شدند نام های کوچک یاران ام دیگر به زبان جاری نشدند ،تصاویر بی صدا در ساعت پر صدای کودکی غروب از پنجره پر می زند ،حضور ممتد کلاغ ها و طعم دلهره از قار قاری خفیف باز نگاه می کنم می گردم ، می گردم نیست با من دیگر نیست ۱۳۸۴/۵ |